وب نوشت

وب نوشت

دوراندیشی آری، بررسی های وسواس گونه نه!

دوشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۴، ۰۹:۵۲ ق.ظ

«باقر» به معنای شکافنده می ‌باشد و این لقب به وسیله حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله بر حضرت باقر علیه السلام گذاشته شده است. در اینجا می ‌خواهیم با استفاده از این قضیه به یک اصل کلی در سخنگویی اشاره کنیم که به برکت وجود امام باقر علیه السلام از رسول خدا آموخته ‌ایم که صلوات خدا بر او باد.

چرا "باقر"

امام پنجم علیه السلام، باقر بود. ایشان اصل و فرع علوم را دریافت و تبیین کرد و به این جهت به او باقر یعنی شکافنده علوم می ‌گوییم. برخی نیز می ‌گویند که ایشان را بر اثر زیادی سجده و باز شدن و شکاف هایی که در پیشانی پیدا کرده بود، باقر خوانده ‌اند.
داستان سلام رساندن پیامبر صلی الله علیه و آله به ایشان توسط جابر نیز مشهور است و اینکه جابر، آن صحابی محترم و پیرمرد، چگونه به آن حضرت در کودکی احترام می ‌گذارد در کتاب ها ثبت شده است که می‌ گفت "یا باقر یا باقر انت الباقر حقا".

در هر حال "باقر" یک لقب روشن و سطح بالا و نیز بدیع و تازه بوده که برای آن حضرت انتخاب شده بود.

صلاح کل زندگی دنیا در دو جمله

در کتاب بحارالانوار به نقل از جاحظ  (از ادیبان معروف) درباره امام باقر علیه السلام گفته است که او به خوبی توانسته است که در دو جمله صلاح کل زندگی دنیا را خلاصه کند: "دو سوم زندگی را به زیرکی و یک سوم را به نادیده گرفتن بگذران". جاحظ سپس یک واقعه از زندگی آن حضرت را ذکر می‌ کند که به زیبایی بیانگر انتخاب درست امام باقر علیه السلام از موقعیت های "چشم پوشی" است. این واقعه را به زبان فارسی و به کمک ترجمه ای که شهید مطهری در داستان راستان آورده ‌اند نقل می‌ کنیم.

چگونه با جاهل بی ادب برخورد کنیم.

مردى مسیحى، به صورت سخریه و استهزاء، کلمه «باقر» را تصحیف کرد و امام علیه السلام بدون آنکه از خود ناراحتى نشان بدهد و اظهار عصبانیت کند، با کمال سادگى خود را به شیوه ی درست معرفی کردند.

مسیحى: تو پسر زنى هستى که آشپز بود.
- شغلش این بود، عار و ننگى محسوب نمى ‏شود.
- مادرت سیاه و بى ‏شرم و بدزبان بود.
- اگر این نسبتها که به مادرم مى‏ دهى راست است خداوند او را بیامرزد و از گناهش بگذرد، و اگر دروغ است از گناه تو بگذرد که دروغ و افترا بستى.
مشاهده این همه حلم از مردى که قادر بود همه گونه موجبات آزار یک مرد خارج از دین اسلام را فراهم آورد، کافى بود که انقلابى در روحیه مرد مسیحى ایجاد نماید و او را به سوى اسلام بکشاند. آن مرد سرانجام مسلمان شد.

انتخاب دوراندیشانه یک لقب، الگویی بر سبک زندگی

با مشابهتی که بین کلمه «باقر» و «بقر» وجود دارد، شاید به ذهن خطور کند که مناسب بود رسول خدا صلی الله علیه و آله از ابتدا این لقب را برای آن حضرت انتخاب نمی ‌کردند، حال آنکه رسول خدا صلی الله علیه و آله اسوه و الگوی ما هستند و از متعادلترین سبک زندگی برخوردار بوده‌ اند؛ بنابراین تفکر در این قضیه می‌ تواند راهگشای زندگی امروز ما نیز باشد.
به عبارت دیگر، رسول خدا صلی الله علیه و آله آگاه تر از هر کسی بودند که ممکن است کسی بخواهد از مشابهت ظاهری «باقر» و «بقر» سوء استفاده کند اما این امر مانع از آن نشد که از انتخاب لقب پرمعنای باقر صرف نظر کنند.

در اینجا نمی ‌خواهیم بگوییم که پیامبر صلی الله علیه و آله اهل حزم و دوراندیشی نبودند؛ بلکه می- ‌خواهیم سبک صحیح دوراندیشی را به کمک سیره نبوی کشف کنیم. خرده گیران و اشکال تراشان همواره یافت می ‌شوند. درست ترین درستها را هم که بگوییم و شایسته ترین رفتارها را هم که بکنیم باز کسانی پیدا خواهند شد که ما را مسخره کنند و نکته ای را در گفته ‌ها و کرده ‌های ما دستمایه استهزاء قرار دهند. این افراد در واقع سخافت شأن خود را نشان می ‌دهند نه ضعف ما. در این باره مناسب است به یک الگوی قرآنی اشاره کنیم.

احتیاط وسواس گونه، ‌دوراندیشی عاقلانه

در سوره بقره می‌ خوانیم که ای مومنان نگویید "ما را مراعات کن" بلکه بگویید "ما را نگاه کن"حکمت این مساله وقتی روشن می‌شود که مسلمانان گاه برای فهمیدن سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله نیاز به زمان داشتند و از ایشان درخواست می‌ کردند که قدری آهسته تر سخن گویند تا متوجه شوند. در سوره نساء آمده که مسلمانان به پیامبر صلی الله علیه و آله می ‌گفتند "راعنا" یعنی ما را مراعات کن؛ اما یهودیان که به دنبال فرصتی برای استهزاء پیامبر صلی الله علیه و آله بودند این کلمه را دستمایه قرار دادند و آنها نیز همین را به پیامبر صلی الله علیه و آله می ‌گفتند اما در دل معنای عبری آن را در نظر می‌ گرفتند که به زبان یهودیان به معنای نوعی ناسزا و فحش می ‌باشد.

قرآن به مسلمانان آموخت که در شرایطی که یهودیان به دنبال سوء‌ استفاده از کلمات هستند، آنان نیز دقت به خرج دهند و کلمه ‌ای را به کار برند که نشود دستمایه استهزاء قرار گیرد؛ این یک اصل پایه ‌ای است که مراقب سخنانمان باشیم اما از سوی مقابل، نیز نباید آنقدر دچار احتیاطهای وسواس گونه و توجه به احتمالات بعید شویم.

نکته در اینجاست که تا زمانی که یهودیان دست به این استهزاء نزده بودند، گفتن کلمه "راعنا" هیچ اشکالی نداشت و پیامبر صلی الله علیه و آله نیز اشکالی به مردم نمی‌ گرفتند. تفکر در این مسأله ما را به یکی از جلوه ‌های سبک زندگی می ‌رساند که عبارتست از دوری نمودن از دوری ‌اندیشی ‌های افراط گرایانه در عین برخورداری از دوراندیشی عاقلانه.

سوء استفاده از ظواهر دینی برای انحراف از حق

در حقیقت معارف دینی نیز همین گونه ‌اند؛ یعنی در عین آنکه روشنگر راه هستند، امکان سوء استفاده از آنها وجود دارد. چه کسی است که نداند بسیاری از فرقه‌ های منحرف ظاهری اسلامی دارند و چه کسی است که طرز فکر مردم حال و گذشته را مطالعه کرده باشد و به این نتیجه نرسیده باشد که در بسیاری از اشتباهات و کژراهه‌ ها و کوتاهی ‌هایی که از مردم سر زده است، پوششی از ظواهر دینی به عنوان توجیه گر وجود داشته است. در واقع می ‌دانیم که "عبارتهای دینی" بازیچه دست بسیاری از هواپرستان بوده و هست؛ اما این امر باعث نشد که خدا و پیامبرش در بیان حقایق دینی کوتاهی کنند؛ زیرا آنکه جویای حق است، آن را خواهد یافت و خود را از انحرافات باز نگه خواهد داشت و نباید ترس از سوء استفاده باعث شود که ما حقایق را نگوییم.

عجول نباشیم.

گوینده یک حکم یا یک حکمت با اینکه ممکن است عواقب احتمالی حکم و حکمت خود را بداند، لازم نیست همه آن را عرضه کند، بلکه بنا به اینکه جهت حق و درست را می‌ بیند مطلبی را بیان می ‌کند اما عواقب احتمالی آن و امکان سوء استفاده‌ های آن مطلب دیگری است که باید در آستانه ایجاد شدن انحرافات به آنها پرداخت نه اینکه از قبل به فکر همه انحرافات احتمالی بود.

به عبارت دیگر ما نباید در اعتراض کردن و اشکال گرفتن عجول باشیم. اگر می ‌دانیم که شخصی حکیم است و هر چیزی را به زبان نمی ‌آورد. مثلاً درباره حکم حرام بودن همبستری با زنان در شبهای ماه رمضان خدای متعال از همان ابتدا می‌ دانست که عموم مسلمانان نمی ‌توانند این حکم را اجرا کنند و در نتیجه به وادی حرام می ‌افتند اما با این حال همبستر شدن در شبهای ماه رمضان را حرام اعلام فرمود و سپس آن را حلال کرد.

اعتدال در تمامی کارها

این مثالها و نیز موارد دیگر نشان می دهد که مومنان باید در هر کاری، حتی در حزم و دوراندیشی خود حالت اعتدال را رعایت کنند و توجه به احتمالهای بعید در کارها می تواند مخالف با سیره عملی زندگی همان پیشوایان ما باشد که ما را به حزم و دوراندیشی سفارش کرده‌ اند.

پی نوشت:
1. کافی، ج1، ص304
2. علل الشرایع، ج1، ص233
3. بحار الانوار، ج46،‌ ص289
4. داستان راستان. نقل از مجموعه آثار شهید مطهری، ج18، ص 207
5. یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْکافِرینَ عَذابٌ أَلیمٌ (بقره، 104) و نیز آیه شریفه : مِنَ الَّذینَ هادُوا یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ یَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَیْنا وَ اسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَیًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِی الدِّینِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَکانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ وَ لکِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِکُفْرِهِمْ فَلا یُوْمِنُونَ إِلاَّ قَلیلاً (نساء، 46)
6. ترجمه تفسیر المیزان، ج1، ص 373
7. نهج البلاغه، کلام 141
8. مثال دیگری برای توجه کردن به امور درست در برابر احتمالها، سوء ظن درباره مردم درست کردار است. به عبارت دیگر وقتی ایمان و درستکاری شخصی برای ما ثابت شد و او را در حالتهای مختلف در راه حق پایدار دیدیم نباید به بدگویی های مردم درباره او توجه کنیم هرچند که این بدگوییها زیاد باشد. به عبارت دیگر وقتی به درستکاری آن شخص یقین داریم نباید یقین خود را توسط حرفهای مردم خراب کنیم. برای تفکر بیشتر به این شریفه زیر مراجعه کنید: أُولئِکَ الَّذینَ یَعْلَمُ اللَّهُ ما فی‏ قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فی‏ أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَلیغاً (نساء، آیه 63)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۶/۳۰
محمد رضا باب الخانی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی