اسلام عزیزی که هم ما را خوب می شناسد و هم محیطمان را، رابطه ی دقیق و زیبایی میان ما و محیط زیست تعریف می کند؛ البته این رابطه صوری و قراردادی نیست چون هردوی ما بخشی از خلقت خداییم و فلسفه ی آفرینش ما به هم گره خورده است و قطعاً تعامل مشخصی بین اجزای نظام آفرینش برقرار است... . طراوت زندگی و حال خوش ما، وابسته به چیزهای مختلفی است. اول، اصل حال و هوای خودمان. بعد آدم های دور و برمان؛ از خانواده و فامیل و دوست، تا همسایه و همکار و هم محل. و بعدش محیطی که در آن زندگی می کنیم. اصل حرفمان درباره ی همین محیط زندگی است. اجداد خیلی خیلی دور ما جایی زندگی می کردند که جز طبیعت نبود. آب و هوا و جغرافیای متفاوت، چهره های گوناگونی از طبیعت رقم زده بود و انسان ساکن در هر محیط، اثرگذاری و اثرپذیری خاصی از طبیعت خود داشت. اما قصه ی امروز ما و طبیعت یا بهتر بگوییم، ما و محیط زیست، از زمین تا آسمان فرق کرده. نه محیطمان به آن اندازه طبیعی است، و نه ما و رفتارهایمان به اجدادمان می مانیم.
وقتی فضای شهرهایمان به شدت ساختمانی و سنگی شده، وقتی آسمان بالای سرمان رنگ آبی خود را به دود ماشین و صنعت باخته، و وقتی همیشه دیرمان شده و وقت نداریم، یعنی که ما و محیط زیستمان قصه ی پرغصه ای داریم.
گاهی که از هیاهوی آلودگی کلان شهرها خسته می شویم، با تمام وجود، بیان نورانی امام صادق(علیه السلام) را درک می کنیم که: "زندگی جز با سه چیز خوش نمیشود: هوای پاک، آب فراوان گوارا و زمین نرم و سست (آماده زراعت)." خلاصه دلمان روستا می خواهد.
یا وقتی سنگینی فضای صنعت زده ی شهری دلگیرمان می کند، نسخه ی شفا بخش امیر مومنان را باید برای خود بپیچیم: "نگاه کردن به سبزه، موجب شادابی است." پس برای یک تجدید قوا نیاز داریم قدری در طبیعت نفس بکشیم و زیبایی هایش را تماشا کنیم. طبیعت مثل خیلی چیزهای دیگر برای شاهکار خلقت یعنی انسان آفریده شده، اما بهره ی او از این موهبت، آدابی دارد.
اسلام عزیزی که هم ما را خوب می شناسد و هم محیطمان را، رابطه ی دقیق و زیبایی میان ما و محیط زیست تعریف می کند؛ البته این رابطه صوری و قراردادی نیست چون هردوی ما بخشی از خلقت خداییم و فلسفه ی آفرینش ما به هم گره خورده است و قطعاً تعامل مشخصی بین اجزای نظام آفرینش برقرار است.
توصیه های دین و آدابی که برای این ارتباط دیرینه دارد، یک راهنمای کاربردی است برای بهترین بهره-وری و داشتن بهترین و سالم ترین محیط زیست.
دسته ای از این توصیه ها در موضوع کاشت و مراقبت از درختان است. شاید ارزش یک درخت و کاشت و نگهداری از آن در نظر ما آنقدرها نباشد؛ ولی در نگاه اهل بیت(علیهم السلام) اهمیت فوق العاده ای دارد.
از امام صادق(علیه السلام) روایت است که فرموده اند: "زراعت کنید و درخت بکارید؛ به خدا قسم آدمیان کاری برتر و پاکتر از این نکردهاند."
پدر بزرگوارشان هم فرمودند: "درختان میوه را قطع نکنید که خداوند بر شما عذاب فرو میریزد."
وعده ی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به درختکاران هم بر اهمیت این مطلب افزوده است: "هر که نهالی بکارد، خداوند به مقدار میوهای که از آن درخت به دست میآید، در نامه اعمال او پاداش مینویسد."
و فرمودند: " هر مسلمانی درختی بنشاند یا کِشتهای بکارد و انسان یا پرنده یا چارپایی از آن بخورد، برای او صدقه محسوب میشود." و نیز: "هر کس درختی بکارد و در نگهداری آن بکوشد تا میوه دهد، در برابر هرچه از آن میوه به دست آید، پاداشی نزد خدا خواهد داشت."
با این اوصاف، دیگر از روز روشنتر است که شاخه شکستن و گازوئیل ریختن و خلاصه آسیب زدن حتی بی اعنتا بودن به درختان یعنی همان موجودات زنده ی زندگی بخش، در مرام مسلمانی جایی ندارد.
اما باز هم پیامبر(صلی الله علیه و آله) به صراحت می فرمود: "نخل را نسوزانید و آن را در آب غرق نکنید. درخت بارور را قطع نکنید و زراعت را به آتش نکشید؛ زیرا شما نمیدانید، شاید در آینده به آن نیازمند شوید."
همین رعایت درختان را می توان به همه ی اجزای طبیعت و محیط زیست تعمیم داد. حیوانات، سبزه ها، رود و رودخانه ها، و خاک و کویر و دریا. امام صادق(علیه السلام) توصیه کردند: " آب مورد نیاز مردم را آلوده نکن."
حتی محیط شهریِ به ظاهر دور از طبیعتمان هم مراعات خاص خودش را می طلبد. امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) فرمود: "خاکروبه را پشت در منزل نریزید؛ زیرا جایگاه شیاطین است." یا امام سجّاد – علیه السلام – هرگاه در میان راه به کلوخی بر میخورد، از مرکب پیاده میشد و با دستش آن را از راه دور میکرد.
حضرت امیر(علیه السلام) سفارش فرمود: "تقواى الهى را درباره بندگان خدا و شهرهاى او رعایت کنید؛ زیرا حتى از اماکن و حیوانات از شما سوال خواهد شد."
بیایید حق طبیعت را ادا کنیم.
پی نوشت ها:
1- لا تَطیبُ السُکنی إلّا بِثَلاثٍ: الهَواءِ الطَّیِّبِ وَ الماءِ الغَزیرِ العَذبِ و الأرضِ الخَوّارَةِ. «تحف العقول، ص ۳۲۰»
2- النَّظَرُ إلَی الخُضرَةِ نُشرَةٌ. «نهج البلاغه، حکمت ۴۰۰»
3- اِزرَعُوا و اغرِسُوا وَاللَّهِ ما عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً اَجَلَّ و لا أطیَبَ مِنهُ. «بحار الأنوار، ج ۱۰۳، ص ۶۸»
4- لاتَقطَعُوا الثِّمارَ فَیَبعَثَ اللَّهُ عَلَیکُم العَذابَ صَبًّا. «الکافی، ج ۵، ص ۲۹۴»
5- ما مِن رَجُلٍ یَغرِسُ غَرساً إلاّ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِنَ الأجرِ قَدرَ ما یَخرُجُ مِن ثَمَرِ ذلِکَ الغَرسِ. «کنزالعمّال، ح ۹۰۵۷»
6- ما مِن مُسلِمٍ یَغرِسُ غَرسَاً أو یزَرَعُ زَرعَاً، فَیأکُلُ مِنهُ إنسانٌ أوطَیرٌ أو بَهیمَةٌ إلاّ کانَت لَهُ بِهِ صَدَقَةٌ. «مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۴۶۰»
7- مَن نَصَبَ شَجَرَةً و صَبَرَ عَلی حِفظِها والِقیامِ عَلَیها حَتّی تُثمِرَ کانَ لَهُ فی کُلِّ شَیءٍ یُصابُ مِن ثَمَرِها صَدَقَةٌ عِندَ اللَّهِ. «میزان الحکمه، ح ۹۱۴۳»
8- لا تُحرِقُوا النَّخلَ و لا تُغرِقوهُ بِالماءِ و لا تَقطَعُوا شَجَرَةً مُثمِرَةً و لا تُحرِقُوا زَرعاً لأِنَّکُم لا تَدرونَ لَعَلَّکُم تَحتاجُونَ إلَیهِ. «الکافی، ج ۵، ص ۲۹»
9- لاتُفسِدْ عَلَی القَومِ ماءَهُم. «الکافی، ج ۳، ص ۶۵»
10- لا تُووُوا التُّرابَ خَلفَ البابِ فَإنَّهُ مَأوَی الشَّیاطینِ. «علل الشرائع، ج ۲، ص ۵۸۳»
11- اِتَّقُوا اللَّهَ فى عِبادِهِ وَ بِلادِهِ فَاِنَّکُمْ مَسْوولونَ حَتّى عَن البِقاعِ وَ الْبَهائِمِ؛ نهج البلاغه، از خطبه ۱۶۶ .